مشکلات اقتصادی ، سیاسی یا فرهنگی ریشه در دوری از یکتا پرستی و حاصل چند خدایی است.

خدایانی به نام پول و ثروت ، قدرت و ریاست طلبی ، شهوت و شکم و هزاران خدای بی نام و نشان دیگر که پرستش آنها باعث اختلاف و تشتت انسان ها می شود.

در صورتی که برنامه ی دین خدا در مسایل اقتصادی بر پایه دوری از اسراف و ریخت و پاش و بنا نهادن زندگانی بر درد مندی نسبت به دیگران است.

"از ابان بن تغلب نقل شده است که كه امام صادق علیه السلام فرمودند : به نظر تو آنچه خدا به هر كه داده براى احترام به او است و آنچه به هر كه نداده براى خوار داشتن او است؟ نه ، ولى مال از آن خداست و نزد كسى امانت مى‏نهد و به آنها اجازه ميدهد كه به اندازه بخورند و به اندازه بپوشند و به اندازه با آن زن بگيرند و سوارى كنند و دیگر  مصارفش را به مؤمنان مستمند برگردانند و پريشانى زندگانى آنها را رفو كنند، هر كس بدين روش كار كند آنچه خورده و نوشيده و سوارى كرده و زناشوئى كرده حلال است و جز آن بر او حرام است و آنگاه فرمود : اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست ندارد، آيا می بينى خدا مالى را به كسى سپرده و باو اجازه داده اسبى به ده هزار درهم بخرد با اينكه يك اسب بيست درهمى هم او را بس است، يا كنيزى به صد اشرفى طلا بخرد با اينكه كنيز بده اشرفى هم او را بس است؟ و فرمود: و اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست ندارد."[7]

از امام علی علیه السّلام روایت شده است که خداى سبحان، حق مستمندان را در مال توانگران قرار داده است پس، هيچ فقير گرسنه نماند، مگر اينكه توانگر از حق او بهره كشى كرده باشد. [8]

دستورات دینی و یکتا پرستی به حاکمان خدمت محوری و کمک به مظلومان را می آموزد.امیر المومنین علیه السلام در خطبه شقشقیه قبول خلافت را این طور تبیین می نماید که:

اما و الذى فلق الحبة، و برأ النسمة، لولا حضور الحاضر، و قيام الحجة بوجود الناصر، و مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ[9]

قسم به خدایی که دانه را شکافت و بنده ها را آفرید،اگر آن جمعيت زياد حضور نمى‏يافتند و وجود جمعى يارى كننده نبود كه حجت بر من تمام گردد و نبود پيمانى كه خداوند تبارك و تعالى از علماء و دانشمندان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، هر آينه رشته شتر خلافت را بر كوهانش مى‏انداختم و پايانش را چون اولش فرض مى‏كردم و از خلافت كناره مى‏گرفتم. آن وقت شما مى فهميديد كه اين دنياى شما نزد من از آب بينى بزى كم ارزشتر است.

یا در جای دیگر می فرماید:

... اگر مى‏خواستم به پالوده اين عسل، و مغز اين گندم، و بافته‏هاى اين ابريشم راه مى‏يافتم، ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من پيروز شود، و شدت حرص مرا به گزيدن خوراكها برانگيزد، در حالى كه شايد در حجاز يا يمامه كسى باشد كه اميد به قرص نانى نداشته باشد، و هيچ گاه يك شكم سير غذا نخورده باشد! هيهات كه من با شكم سير بخوابم و در پيرامون من شكمهايى گرسنه و جگرهايى تشنه ديده شود، يا چنان باشم كه شاعر گفته است:

و حسبك داء ان تبيت ببطنة             و حولك اكباد تحنّ إلى القدّ

 اين درد براى تو بس كه شب هنگام با شكم پر بخوابى، در صورتى كه در پيرامون تو جگر سوختگانى بسر برند در آرزوى ديدن كاسه‏اى! آيا بايد تنها به اين خرسند باشم كه مرا امير المؤمنين بخوانند، و در تلخيهاى روزگار شريك مردم نباشم، و در تحمل خشونت زندگى نتوانم براى مردم نمونه باشم؟[10]

اجرای دیدگاه توحیدی در جامعه انسانی باعث حل شدن مشکلات و رفع گرفتاری ها می شود. اما وقتی خداپرستی، جای خود را به پول پرستی یا قدرت پرستی بدهد،به طبع دردمندی و خدمت به دیگران نیز تبدیل به بهره کشی و استعمار ضعیفان می شود.

مدینه فاضله عصر امام زمان علیه السلام ،پدیده ای معجزه گونه نیست.بلکه رفاه و امنیتی است ناشی از یکتا پرستی بشر که باعث فراگیری نعمت های خداوند می شود.

در کوفه خشک سالی شده بود.علی علیه السلام برای مردم خطبه خواندند که :

إِنَّ الْأَرْضَ الَّتِي تُقِلُّكُمْ وَ السَّمَاءَ الَّتِي تُظِلُّكُمْ مُطِيعَتَانِ لِرَبِّكُمْ وَ مَا أَصْبَحَتَا تَجُودَانِ لَكُمْ بِبَرَكَتِهِمَا تَوَجُّعاً لَكُمْ وَ لَا زُلْفَةً إِلَيْكُمْ وَ لَا لِخَيْرٍ تَرْجُوَانِهِ مِنْكُمْ وَ لَكِنْ أُمِرَتَا بِمَنَافِعِكُمْ فَأَطَاعَتَا وَ أُقِيمَتَا عَلَى حُدُودِ مَصَالِحِكُم[11]

همان زمینی که بر آن پا می گذارید و آسمانی که بر شما سایه افکنده مطیع و فرمان بردار امر پروردگار شما هستند.اگر بر شما برکتی نازل می کنند به خاطر دلسوزی بر شما و یا تمایل به دوستی شما و گرفتن خیری از شما نیست،بلكه از جانب پروردگار مأمورند كه به شما خير برسانند، فرمان حق را اجرا نموده و براى تأمين مصالح و منافع شما به پا خيزند.

زمین و آسمان مطیع قدرت خداوندی هستند که شرط کرم آنها بر بلاد تقوای ساکنین آن هاست.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ[12]

و اگر مردمى كه در شهرها و آبادي ها زندگى دارند ايمان بياورند و تقوى پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر آنها مى‏گشائيم ولى (آنها حقايق را) تكذيب كردند ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

«امام مهدي پس از ظهور، دين را همانگونه که بود و نازل گرديد آشکار مي‏سازد بطوري که اگر پيامبر گرامي حاضر باشد به همان حکم مي‏کند.او مذاهب مختلف را از روي زمين با ارشاد و هدايت خويش برمي‏دارد و جز دين خالص و پاک آسماني نمي‏ماند....».[13]

در عصر امام مهدی علیه السلام با ایجاد نظام توحیدی سیل برکت و نعمت بر آدمیان سرازیر می شود.

رسول‏خدا (ص) مي‏فرمايد: «خوشا به زندگي، پس از آن دوران که مسيح (ع) دجّال را مي‏کشد؛ زيرا به آسمان اذن بارش و به زمين اجازه روييدن داده مي‏شود. اگر دانه‏اي بر روي کوه صفا گذارده شود، حتماً خواهد روييد. در آن روزگار، کينه و حسادتي نخواهد بود؛ به‏گونه‏اي که اگر شخصي از کنار شيري بگذرد به او آسيبي نمي‏رساند و اگر بر مار پا گذارد، اورا نمي‏گزد»[14].

نيز آن حضرت مي‏فرمايد: «امّت من در دوران مهدي (عج) به نعمت‏هايي مي‏رسند که هرگز مانندش ديده نشده است و هيچ مؤمن يا کافري به‏چنان نعمتي نرسيده است. آسمان، بارانش را پي در پي مي‏فرستد و زمين نيز چيزي از گياهان را در خود نگه‏نمي‏دارد؛ بلکه آن را بيرون مي‏فرستد»[15].

رسول خدا (ص) پيرامون آمادگي زمين در عصر مهدي (عج) مي‏فرمايد: «زمين همانند نقره‏اي که پس از جوشش آرام مي‏گيرد، آماده کشت مي‏شود و گياهانش را مي‏روياند؛ هم‏چنان‏که در زمان حضرت آدم (ع) بود»[16].

از امام باقر (ع ) نقل شده است كه فرمود :

«خداوند متعال دين خود را بوسيله او آشكار مى گرداند هر چند مشركان نپسندند و ويرانى هاى زمين همه آباد مى گردد.»[17]

نيز آن حضرت درباره برکت محصولات و خوب عمل آمدن آنها مي‏فرمايد:

«... يک دانه انار چندين نفر را سير مي‏کند[18] و يک خوشه انگور را چندين نفر مي‏خورند (وسيرمي‏گردند)»[19].

علي (ع) مي‏فرمايد: «حضرت مهدي (عج) شرق و غرب زمين را تسخير مي‏کند... بدي‏ها و ناراحتي‏ها را برطرف مي‏سازد و خير و نيکي جايگزين آن مي‏گردد؛ به‏طوري که يک کشاورز گندم و جو از هر مَنْ (سه کيلوگرم) گندم، صد مَنْ محصول به دست مي‏آورد؛ همان‏گونه که خداوندفرمود:«در هر سُنبلي صد دانه به عمل مي‏آيد و خداوند براي هرکس که اراده نمايد، زيادتر مي‏کند» [20]

در عصر ظهور کسی مشکل اقتصادی ندارد:

"عن أبي محمد رجل من أهل المغرب قال: إذا خرج المهدي القى للّه الغنى في قلوب العباد حتى يقول المهدي من يريد المال و لا يأتيه أحد إلا واحد يقول أنا فيقول: أحث فيحثو فيحمل على ظهره حتى إذا أتى أقصى الناس قال لا أراني أسير من هنا فيرجع فيرده اليه فيقول خذ مالك لا حاجة لي فيه".[21]

ابو محمّد ميگويد: مردى از اهل مغرب گفت: وقتى كه مهدى عليه السّلام خروج كند خدا غنا و بى‏نيازى را بنحوى در دل مردم قرار ميدهد كه مهدى عليه السّلام ميگويد: چه كسى طالب مال است؟ جز يكنفر كه ميگويد:من (طالب مالم) كسى نزد آن حضرت نميآيد، پس آن مرد عرض ميكند مال قليلى بمن عطاء كن و آن حضرت عطاء ميكند و آن مرد مال را بدوش خود حمل مينمايد تا وقتى كه مى‏آيد نزد دورترين مردم، ميگويد: صلاح نميدانم كه از اينجا بگذرم، پس بر ميگردد و مال را بآن حضرت رد ميكند و ميگويد: مال خود را بگير كه من احتياجى بآن ندارم.

در عصر ظهور مشکل سیاسی و زیاده طلبی ها برطرف شده و امنیت کامل بر قرار می شود.رسول خدا (ص) در اين باره مي‏فرمايد: «هنگامي که عيسي بن مريم از آسمان به زمين آيد و دجّال را به قتل رساند...، چوپان به گوسفندان خود مي‏گويد: براي چَرا به فلان مکان برويد و در اين ساعت بازگرديد! گله گوسفندي ميان دو کشتزار مي‏شوند؛ ولي هرگز به خوشه اي از آن تعدّي نمي‏کنند و شاخه‏اي از آن را با پاي خود نمي‏شکنند»[22].

رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «... زمين را از عدالت پر مي‏کند تا جايي که مردم به فطرت خويش باز مي‏گردند. نه خوني به ناحق ريخته مي‏شود و نه خوابيده‏اي را بيدار مي‏کنند».[23]

علي بن عقبه از پدرش نقل مي‏کند: روزگاري که حضرت قائم ظهور مي‏کند، به عدالت حکم مي‏نمايد و ستم در حکومتش برچيده مي‏شود وبه سبب وجود آن حضرت راه‏ها و جاده‏ها امن مي‏گردد.[24]

قتاده مي‏گويد: حضرت مهدي (عج) بهترين انسان‏هاست.... در زمان او زمين از چنان امنيّتي برخوردار مي‏گردد که زني به همراه پنج زن ديگر، بدون همراه داشتن مردي، به حج مي‏روند و از چيزي ترس ندارند.[25]

و امام صادق (ع ) فرمود:

«مهدى محبوب دلهاى مردم است و خداوند بوسيله او آتش ‍ فتنه ناگوار را خاموش مى گرداند.»[26]

آيت اللَّه جوادي آملي در تحليل اين انگاره چنين بيان مي‏کند:

«کار اصلي امام زمان(عج) اين نيست که جهان را از عدل و داد پر مي‏کند. کار اصلي او زنده کردن جامعه است. وجود امام زمان(عج) عامل حيات است. او جامعه مرده را زنده مي‏کند؛ بعد به عدل و داد فرا مي‏خواند. جامعه زنده مشتاق عدل و داد است. برخي از انسان‏ها به حسب ظاهر انسان و در باطن مرده‏اند (مرده‏هاي متحرک). صورت آنان مطابق سيرتشان نيست. امام‏عليه السلام صورت‏ها را مطابق سيرت مي‏کند. بعد از آنکه سيرت را انساني و واقعي کرد، جامعه ظاهراً و باطناً انساني مي‏شود. سپس به عدل و داد فرا مي‏خواند و جامعه زنده، تشنه عدل و داد مي‏شود.

کار اصلي او احياگري است. همان گونه که رسول خداصلي الله عليه وآله جامعه مرده را زنده کرد، حضرت ولي عصر(عج) نيز جامعه مرده را زنده مي‏کند و براي احياي آن، معارف و حقايق و طهارت حقيقي را اعطا مي‏کند (يزکّيهم و يعلّمهم). جامعه‏اي زنده است که کتاب الهي، حکمت الهي و طهارت الهي را بداند و بيابد. پيامبرصلي الله عليه وآله بعد از اينکه تزکيه و تعليم فردي را مطرح کرد، به تزکيه و تعليم جمعي پرداخت و [به درمان] کينه جويي، حقد، حسادت و... پرداخت. آن که عداوت را تبديل به صلح مي‏کند، کيمياگري است (ولايت تکويني) و تنها با نصيحت ممکن نيست. کار امام عصر(عج)، تبديل عداوت به صداقت و... است. بيشتر کارهاي امام زمان(عج) (تأمين امنيت، عدالت، رفاه و...) فرعي است و مهم، کار اصلي است و اين کار اصلي با کارهاي فرعي کامل مي‏شود...».[27]

 

عبدالرضا بختیاروند

 


[1] الأعراف :  59

[2] الأعراف :  65

[3] الأعراف :  73

[4] الأعراف :  85

[5] درخشان پرتوى از اصول كافى    ج‏2    327  

[6] سوره یوسف 39

[7] ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار  ج‏2  ص : 189

[8] ترجمه‏نهج..(مبشرى)      ج 2          صفحه‏ى 437     

[9] نهج البلاغه خطبه شقشقیه

[10] الحياة با ترجمه احمد آرام    ج‏2    399    حديث .....  ص : 397

[11] نهج البلاغة         199    143 و من خطبة له ع في الاستسقاء و فيه تنبيه العباد وجوب استغاثة رحمة الله إذا حبس عنهم رحمة المطر .....  ص : 199

[12] اعراف 96

[13] کلام فتوحات مکیه-ج3-ص327

[14] فردوس الاخبار ج3 ص24

[15] عصر ظهور-نقل از نسخه خطى ابن حماد ص 98

[16] چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام -ملاحم و الفتن152

[17] عصر ظهور- به نقل از بحار ج 52 ص 191.

[18] چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام -ملاحم و الفتن152

[19] همان

[20] شیعه و رجعت ج1 ص 167

[21] الملاحم و الفتن -الفتن في ظهور الغائب المنتظر (عج)         71    إن الغنى يلقى في قلوب العباد في زمانه .....  ص : 71

[22] چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام -ملاحم و الفتن ص 97

[23] چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام -ملاحم و فتن 99

[24] چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام -علل 1 ص83

[25] چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام -ملاحم و فتن 98

[26] عصر ظهور-به نقل از بشارة الاسلام ص 185

[27] نقل از کتاب جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام-رحیم کارگر