نقدی بر کتاب سرخاب و سفیداب علی حسین امیری
جوابیه بر کتاب سرخاب و سفیداب
چه قدر نازیباست که فرد نادانی بگوید چون من نمی دانم بقیه نیز نباید بدانند. چون من شک دارم واقعیت نیز مشکوک است و به زور بخواهد دیگران را نیز وارد دنیای تاریک جهل خود کند. دراین ماه کتابی به نام "کوروش کبیر و محمد بن عبدالله" از فردی به نام انصاری و چند کتاب دیگر از فردی به نام "علی حسین امیری"به دستم رسید که مطالعه آن ها اثر زیادی بر اعتقادات من داشت. اکنون حس بسیار عمیق تر و باوری راسخ تر به ولایت اهل بیت علیهم السلام پیدا کرده ام. سخن در مورد کتاب اول را به زمانی دیگر موکول می کنم. ولی اگر بخواهم به طور خلاصه آن را توصیف کنم، باید بگویم کتابی است بسیار عوامانه و رویایی که مستندات آن یا نان قرض دادن تاریخ نویسان ضد دین به هم دیگر است یا بافته های ذهن مسموم نویسنده. اما سخنی با جناب آقای امیری که ادعا می کند قبلا شیعه بوده و به توفیق الهی از شرک به توحید رسیده است. ایشان ادعا می کند اگر 10 درصد سوال های ایشان جواب داده شود سرخاب می زنند. در کتاب شیعه پاسخ نمی دهد با تکبر جاهلانه ای می نویسد: " عوام و بازاري ها در ايران در پاسخ مدعي، مثلي مي آورند با اين مضمون: اگر چنين و چنان شد من ريش و سبيلم را مي تراشم و به جاي آن سرخاب و سفيدآب ميمالم. هر چند من در تمامي اين تحقيق از مراتب ادب اسلامي خارج نشدم ولي با كمال معذرت از آقايان خوارج حزب اللهي من نيز در صورتي كه آخوندها فقط به 10% سئوالات اين تحقيق، پاسخي عقلي و منطقي و قرآني و منطبق با شواهد مسلم تاريخي بدهند، حاضرم چنين كنم!! " آقای امیری، شما نیاز به سرخاب و سفیداب ندارید. چون تحصیل حاصل است. از سوی دیگر شبهات شما هیچ حالت علمی و آکادمیکی ندارد که بتوان آن ها را با دید علمی جواب داد. سوالات علمی دارای نظام منطقی و صغرا و کبری مشخصی هستند که به صورت منظم و دسته بندی پیش می روند، نه اینکه فرد مانند خروس سرش را بالا بگیرد و هر چه می تواند فریاد کند. ولی در جهت آگاهی افرادی که ممکن است خدای ناکرده حرف های بی ارزش شما که جز توهمات شیطانی چیزی نیست، باعث تزلزل آن ها شده باشد چند نکته را یادآوری می کنم
1- شمایی که شیعه علی علیه السلام بودن را شرک می دانید، خوب است بدانید پیامبر خدا فرموده اند که شیعیان و اصحاب علی علیه السلام جایشان در بهشت است؟ به نظر شما شرکی که حتی باعث بطلان اعمال پیامبر می شود، چگونه می تواند کسی را وارد بهشت کند؟ روایت های ذیل همه از کتب برادران اهل سنت می باشد که به وضوح اشاره دارند شیعیان بهشتی هستند.
(حلية الأولياء لأبى نعيم ج 4 ص 329) روى بسنده عن الشعبى عن على عليه السلام قال: قال لى النبى صلى اللّه عليه (و آله) و سلم: إنك و شيعتك فى الجنة، الحديث (أقول) و رواه الخطيب البغدادى أيضا فى تاريخ بغداد (ج 12 ص 289). (تاريخ بغداد ج 12 ص 358) روى بسنده عن أبى سعيد الخدرى عن أم سلمة قالت: كانت ليلتى من رسول اللّه صلى اللّه عليه (و آله) و سلم فأتته فاطمة عليها السلام و معها على عليه السلام، فقال له النبى صلى اللّه عليه (و آله) و سلم: أنت و أصحابك فى الجنة، أنت و شيعتك فى الجنة، الحديث (أقول) و ذكره الهيثمى أيضا فى مجمعه (ج 10 ص 21) و قال: رواه الطبرانى فى الاوسط. (الهيثمى فى مجمعه ج 9 ص 173) قال: و عن أبى هريرة إن على بن أبى طالب عليه السلام قال: يا رسول اللّه أيما أحب اليك أنا أم فاطمة؟ قال: فاطمة أحب إلىّ منك و أنت أعز علىّ منها، و كأنى بك و أنت على حوضى تذود عنه الناس و إن عليه لأباريق مثل عدد نجوم السماء، و إنى و أنت و الحسن و الحسين و فاطمة و عقيل و جعفر فى الجنة (إخوانا على سرر متقابلين) أنت معى و شيعتك فى الجنة ثم قرأ رسول اللّه صلى اللّه عليه (و آله) و سلم (إخوانا على سرر متقابلين) لا ينظر أحد فى قفا صاحبه، قال رواه الطبرانى. (الصواعق المحرقة لابن حجر ص 96) قال: و أخرج أحمد فى المناقب إنه صلى اللّه عليه (و آله) و سلم قال لعلى عليه السّلام: أما ترضى انك معى فى الجنة و الحسن و الحسين و ذريتنا خلف ظهورنا و أزواجنا خلف ذريتنا و شيعتنا عن أيماننا و شمائلنا؟ (أقول) و ذكره المحب الطبرى أيضا فى الرياض النضرة (ج 2 ص 209) و قال أخرجه أحمد فى المناقب و أبو سعد فى شرف النبوة (كنز العمال ج 2 ص 218) و لفظه: يا على إن أول أربعة يدخلون الجنة أنا و أنت و الحسن و الحسين و ذرارينا خلف ظهورنا و أزواجنا خلف ذرارينا و شيعتنا عن أيماننا و عن شمائلنا، قال: أخرجه ابن عساكر عن على عليه السلام، و أخرجه الطبرانى عن أبى رافع.
2- شما در کتابتان می نویسید: "شيعه دائم به حديث قرطاس اشاره دارد كه در آن پيامبرص تقاضاي قلم و دوات مي كند." آقای امیری حدیث دوات و قلم پیش از آن که در روایات شیعه بیاید در روایات اهل سنت آمده است. بقیه سخنانتان را نیز با علماء اهل تسنن مطرح کنید که اگر چنین چیزی نقل شده است، خواسته سوم پیامبر واقعا چه بوده است؟ برای اطلاع بیشتر می توانید به صحیح مسلم و طبقات الکبری و دیگر کتب اهل تسنن رجوع کنید. "(الطبقاتالكبرى،ج2،ص:187) ذكر الكتاب الذي أراد رسول الله. ص. أن يكتبه لأمته في مرضه الذي مات فيه.أخبرنا يحيى بن حماد. أخبرنا أبو عوانة عن سليمان. يعني الأعمش. عن عبد الله بن عبد الله عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: اشتكى النبي. ص. يوم الخميس فجعل. يعني ابن عباس. يبكي و يقول يوم الخميس و ما يوم الخميس! اشتد بالنبي. ص. وجعه فقال: ائتوني بدواة و صحيفة أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده أبدا. قال: فقال بعض من كان عنده إن نبي الله ليهجر! قال فقيل له: أ لا نأتيك بما طلبت؟ قال: أ و بعد ما ذا؟ قال: فلم يدع به.
در ادامه برخی از راویان اشاره می کنند که گوینده این سخن خلیفه دوم بوده است.
3- از دیگر شبهات شما این است که " گذاشتن مهر در نماز جزء سنت پيامبر ص نيست و در زمان نبي اكرم چنين چيزي نبوده و ما به خاطر سجده بر خاك اين مهر را اختراع كرده ايم." من نمی دانم شما از چه می سوزید یا به اصطلاح از کدام خوبی و فضیلت شیعه آتش گرفته اید که این گونه آسمان و ریسمان دروغ و جهالت به هم می بافید. در کتب برادران اهل سنت چنین آمده است که اصحاب در زمان رسول خدا سنگ هایی را در تاقچه ی خانه می گذاشتند تا سرد شوند و بر آن ها سجده کنند.
4- از دیگر مسایلی که باعث شده ایشان شیعه و روحانیون شیعه را مشرک بدانند و احساس وظیفه کنند تا جهان را نسبت به این مشرکین برحذر بدارند این است که "- چرا به مردم نمي گوئيد كه نام هيچ يك از امامان در قرآن نيست؟ همينطور نام فاطمه زهرا." وای بر این همه مغالطه و نادانی. خوب است که بدانید ما نیز قرآن می خوانیم و در بین نوجوانان و جوانان شیعه نیز همه می دانند نام امامان و مادر بزرگوارشان به طور صریح در قرآن نیامده است و این مطلب آن قدر بدیهی است که نیازی به منبر رفتن ندارد. بحث امامت و ولایت اهل بیت و نیز عصمت و عظمت حضرت زهرا سلام الله علیها مصداق اتم بسیاری از آیات قرآن است که مفسرین اهل تسنن نیز به آن اشاره کرده اند. برای آگاهی بیشتر می توانید به تفسیر شواهد التنزیل عبیدالله بن احمد حسکانی و تفاسیر زمخشری و آلوسی مراجعه کنید.
به طور مثال در تفسیر شواهد التنزیل در ذیل آیه "هدی للمتقین" مفسر گران قدر سنی می نویسد: "«هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» 106 أخبرنا عقيل بن الحسين بقراءتي عليه من أصله قال: حدثنا علي بن الحسين قال: حدثنا محمد بن عبد الله قال: حدثنا عثمان بن أحمد بن عبد الله الدقاق ببغداد «1» قال: حدثنا عبد الله بن ثابت المقرئ «2» قال: حدثني أبي، عن الهذيل بن حبيب أبي صالح عن مقاتل، عن الضحاك «3» عن عبد الله بن عباس في قول الله عز و جل: ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ يعني لا شك فيه أنه من عند الله نزل «هُدىً» يعني بيانا و نورا «لِلْمُتَّقِينَ» علي بن أبي طالب الذي لم يشرك بالله طرفة عين، اتقى الشرك و عبادة الأوثان و أخلص لله العبادة، يبعث إلى الجنة بغير حساب هو و شيعته. (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج1، ص: 88)"
یا در تفسیر آیات سوره "هل اتی-انسان" در شان نزول آیات به جریان نذر حضرت زهرا و علی علیهما السلام اشاره شده است.[1]و یا صاحب مفاتیح الغیب که او نیز از مفسرین عظیم اهل سنت است در بحث تفسیر "بسم الله الرحمن الرحیم " این گونه می آورد که: " ثم إن الشيخ البيهقي روى الجهر عن/ عمر بن الخطاب، و ابن عباس، و ابن عمر، و ابن الزبير، و أما أن علي بن أبي طالب رضي اللّه عنه كان يجهر بالتسمية فقد ثبت بالتواتر، و من اقتدى في دينه بعلي بن أبي طالب فقد اهتدى، و الدليل عليه قوله عليه السلام: اللهم أدر الحق مع علي حيث دار"
5- وقتی کمی فکر می کنم ، می گویم به احتمال زیاد آقای امیری تنها می تواند یک مزدور شیطان باشد که آمده است با تهمت زدن به شیعه و بزرگ نمایی برخی اشتباهات شیعیان این مکتب عظیم را بی فروغ کند که البته :
هر آن شمعی که ایزد برفروزد-هر آن کس پف کند ریشش بسوزد.
آیا در بین اهل تسنن و یا یهودیان و مسیحیان و دیگر گروه ها کسی اشتباه نمی کند؟آیا ملاک شناخت یک مکتب مانند تشیع استناد به سخنان مداحی مانند"سید ذاکر"است که از جانب بسیاری از علماء شیعه سخنان او طرد شده است؟
شناخت شیعه منوط به مطالعه نهج البلاغه-صحیفه سجادیه و جملات و مناظرات فراوانی است که امامان و علماء ما با دیگران داشته اند. نه سخن یک مداح یا سخنران شیعه.علاوه بر اینها گاهی در بین علماء و اندیشمندان هر مکتبی ممکن است نظری بیان شود که مورد اتفاق و تایید دیگران نباشد.این نظر نادر نمی تواند معیار سنجش آن مکتب قرار گیرد.در بین علماء اهل سنت نیز گروهی رای به تحریف قرآن داده اند.اما ما هیچگاه برادران اهل تسنن را متهم به چنین سخنی نمی کنیم. زیرا قاطبه علماء آنها نیز مانند قاطبه علماء شیعه تحریف را از ساحت قرآن دور می دانند
6- آقای امیری در جایی دیگر اشاره دارند که: "شيعه معتقد است پيامبر اکرم ص نام 12 امام را به ترتيب تا امام زمان بيان کرده اند."خوب است بدانید که این اعتقاد مختص به شیعیان نبوده و بسیاری از اندیشمندان اهل سنت علاوه بر اعتقاد به منجی موجود و زنده که از نظرها غایب است، احادیثی را که به نام امامان شیعه اشاره دارند، از زبان پیامبر خدا نقل کرده اند.برای تحقیق بیشتر به کتاب ینابیع الموده مراجعه کنید.
7- یکی از خصوصیات انسان های دروغ گو و مریض فراموشی است.ایشان در جایی شفاعت را که یک بحث قرآنی است به سخره گرفته و رد می کنند و در اینجا با چند تهمت پی در پی به شیعه سعی می کنند بار دیگر میخ مزدوری خود را محکم تر بکوبند." ....از کارهاي بسيار جالب و ديدني پتروشيمي صفويه اين است که تبصره را اصل مي کند و اصل را حذف!!! در قرآن، ملاک رستگاري در: عمل خوب و ايمان به خداست، ولي در پتروشيمي صفويه اصل را در شفاعت نشان مي دهند در حاليکه شفاعت، تبصره اي بيش نيست! (خدا شفایت دهد! شفاعت هست یا نه؟؟؟؟)اصل بر عمل توام با تعقل و تفکر است ولي اينجا اصل را در دعاي توام با نذر و نياز مي دانند! اصل بر انتخاب توام با تحقيق و تعقل است ولي اينجا اصل را پيروي همراه با تقليد و تعبد نشان مي دهند و کسي چه ميداند با اين روال شايد خداوندي که اصل را در روز قيامت بر رحمت و بخشايش خود قرار داده به تبصره رجوع کرده و در روز قيامت، آقايان را روانه جهنم کند، ان شاء الله."
سخنان پر از بغض و کینه. بدون آوردن کوچک ترین استدلال منطقی. بحث شفاعت یک بحث علمی دقیق و مورد تایید کلام خداوند است که علماء شیعه و سنی در مورد آن تحقیقات متعددی را به چاپ رسانده اند.اما اینکه شفاعت در مکتب تشیع،دور زننده ایمان و عمل صالح باشد تهمتی است که این فرد نادان هم چون برخی دیگر به شیعه نسبت داده اند.امام صادق علیه السلام فرمودند:شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد. هر شیعه ای می داند که شیعه یعنی یک موجود سراسر نور و پاکی و منطق و عقل.شیعه نه شروعش و نه پایانش و نه در میانه راه هیچ سخنی جدا از آن چه قرآن بر آن مهر صحت بگذارد،بر زبان نمی آورد.در روایات دیگری از امامان شیعه علیهم السلام آمده است که بر ما دروغ زیاد می بندند.پس سخنانی که از ما نقل می کنند بر قرآن عرضه بدارید.اگر موافق بود پس بپذیرید و گرنه بر دیوار زنید که آن سخن از ما نیست. شفاعت در مکتب تشیع همان است که قرآن بر آن اشاره دارد که "لایشفعون الا لمن ارتضی".امام سوم ما شهید شد که ظلم و فساد و شراب و قمار و آلودگی نباشد.قیامی برای حفظ حریم آزادی و آزادگی. نه اینکه عده ای بر شیعه تهمت زنند که امام آن ها کشته ی بخشش شیعیان شده باشد.
8- از دیگر سخنان آقای امیری که بیشتر لایق خود ایشان و وهابیون تندرو است این است که "....آقايان نيز با ادعاي صدور اسلام به جهان، خونها به زمين ريخته و ميلياردها دلار از ذخاير کشور را بر باد فنا داده و در عوض نه تنها اسلام را صادر نكردند و نه تنها بدترين چهره را از اسلام در جهان ترسيم کردند بلکه کم کم داريم به جايي ميرسيم که اسلام حتي در داخل کشور نيز دستخوش تحريف و نابودي قرار گرفته است!!"
کاش منصفی پیدا می شد و می گفت کدام اسلام است که در جهان مورد استقبال آزادگان و مستضعفین عالم است و کدام مورد توجه مستکبران؟ رییس جمهور کدامین مکتب است که ندای عدالت و حق طلبی را بر عالم فریاد زده و هیمنه ی شیطان را به ذلت کشانده است؟کدامین اسلام است که در عراق و افغانستان برادرکشی کرده و به دشمنان لبنان و فلسطین سوخت فسیلی اهداء می کند تا برادران و خواهران فلسطینی را از خانه و کاشانه اصلی خود آواره سازند؟ آیا شیعیان و اهل تسنن واقعی باعث ذلت دین شده اند یا افرادی مزدور چون ریگی ها و امیری ها و سروش ها و کدیورها؟ خون ما اگر بر زمین ریخته شود سعادت ماست که ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.پس برای ریخته شدن خون ما نهراسید که ما جان بر کف آرمان های بلند اولیاء خدا هستیم.از قلم خود شرم کنید که هر صریرش ندایی از وحی شیطانی است برای جمع لشکر سیاه جهل و ناپاکی.[2]
9- یکی از خصوصیات انسان هایی که هیچ گاه هدایت نمی شوند این است که سعی می کنند همیشه با بی سواد تر از خود حرف بزنند تا فکرهای غلط شان رسوا نشود و میخ جهالت خود را سفت تر کنند. از دیگر ادله ای که ایشان را در سستی شیعه مطمئن تر کرده است این است که :" ... يكي از دوستانم به عقايد من مرتب ايراد مي گرفت. روزي به او گفتم: آيا تو ميتواني بدون استفاده از روايات تاريخي حتي نيم آيه از قرآن در تاييد عقايدت بياوري؟ گفت: نه، گفتم: روحانيون ميگويند در هر علمي بايد به خبره آن علم رجوع كرد و در علوم فقهي به رسالهها رجوع كرد و... ما ميدانيم كه قبلاً در حوزهها حتي يك واحد تاريخ تدريس نمي شده شما يك استاد تاريخ از دانشگاه بياور تا من با او بحث كنم. جالب است كه بدانيد سالها از اين مباحثه مي گذرد ولي دوستم هنوز موفق به پيدا كردن آن استاد تاريخ نشده است!!! "
منظور شما از اینکه در حوزه های علمیه تاریخ تدریس نمی شده است،کدام حوزه علمیه است.من از حوزه های علمیه مورد توهم شما اطلاعی ندارم. اما شمای دانای به همه علوم و تاریخ دان متبحر را رجوع می دهم به کتابخانه های شیعه و سنی دنیای اسلام تا شاید کمی از زحمات پیشینیان را در مورد مسایل مختلف علم تاریخ متوجه شوید.البته از شما بعید نمی دانم که به جدتان ابوجهل اقتدا کنید و با دیدن حق بگویید این کتاب ها را با چشم بندی یک شبه نوشته اند.
10- برخی جملات آقای امیری مرا به شک می اندازد که آیا ایشان سواد خواندن و نوشتن دارد یا نه؟ کنایه از اینکه واقعا خر است یا خودش را به خریت زده است؟ در جایی می نویسد"آيا اين جمله كه: لا موثر في الوجود الا الله .يعني كسي جز خدا نميتواند در اين مسائل تأثيري داشته باشد با اعتقادات شما به توسل و وساطت تضادي وجود ندارد؟" جناب نادان!آیا شما برای رهایی از تشنگی و گرسنگی به سمت آب و غذا نمی روید؟ چه کسی که آب را این گونه قرار داده که تشنگی را برطرف کند و یا در دارو شفا قرار داده است؟جز خداوند متعال؟؟ نه دانش آموزی که پای درس استاد بنشیند مشرک است و نه کسی که برای مسافرت به نقطه دیگر سوار بر مرکب می شود.و هم چنین نه کسی که به در خانه موسی علیه السلام بیاید و بگوید:"یا موسی ادع لنا ربک بما عهد عندک". بنی اسراییل در هنگام سختی ها نزد موسی علیه السلام آمدند و گفتند:ای موسی! به مقام و عهدی مه نزد خداوند داری برای ما دعا کن تا مشکلاتمان برطرف شود....(سوره اعراف)یا می نویسد:" آيا توحيد كه هدف اصلي است بين اينهمه قبر و مقبره و دعا و زيارتنامه و مرشد و شيخ و مجتهد و خرافه و تعصب گم نمي شود؟" با تفکر آقای امیری و جاهلانی مانند این ها(البته خودشان را به آن راه زده اند...) کم کم باید به بهانه توحید کتاب و قلم و دارو و مواد غذایی و کشاورزی و همه و همه گردآوری شوند و مستقیم خداوند را صدا زد.
11- از دیگر افاضات ایشان این است که: " آيا عزاداري (به اين شيوه) نوعي اعتراض به خداوند نيست؟ و اينگونه عزاداري چه جايگاهي در سنت نبوي و علوي داشته است؟ و مگر نه اينكه پيامبران اصلاً آمدند تا با مراسمات و آداب و رسوم خرافي مبارزه كنند؟"
برای تحقیق علمی در مورد عزاداری و بحث شرک آلود بودن آن می توان به چندی از آیات قرآن و روایات اشاره کرد. در قرآن ، خداوند متعال گریه های متوالی حضرت یعقوب برای فرزندش یوسف علیه السلام را نقل می کند.آیا به راستی حضرت یعقوب مشرک بود؟
در کتاب های بسیاری از اهل سنت این روایت وارد شده است که : و أقبل رسول الله صلّى الله عليه و سلم، حتى طلع على بني عبد الأشهل و هم يبكون على قتلاهم، فذرفت عينا رسول الله صلّى الله عليه و سلم، ثم قال: لكنّ حمزة لا بواكي له! فخرج النساء ينظرن إلى سلامة رسول الله صلّى الله عليه و سلم، فقالت أمّ عامر الأشهلية: كل مصيبة بعدك جلل!.. (سبلالهدى -ج4 -ذكر رحيل النبي صلى الله عليه و سلم إلى المدينة ..... ص : 227و بدایه و نهایه و طبقات الکبری و ....).[3]
12- از دیگر تهمت ها و دروغ های این فرد این است که: "شما مي گوييد نبي اكرم فرموده اند: نام فرزندي از ايشان كه قيام مي كند همنام ايشان و نام پدرش نام پدر ايشان (عبدالله) است، چرا نام پدر امام مهدي، حسن است نه عبدالله؟"
پیامبر فرمودند: امام زمان هم نام و هم کنیه من است، نه اینکه نام پدرشان مانند نام پدر بزرگوار پیامبر عبدالله باشد.
13-از دیگر فتواهای این فرد بی سواد که به عنوان اشکالی بر نظام شیعه مطرح می کنند این است که " ارتباط با دولتهاي مشرك و كافري كه خدا را قبول ندارند و حتي مبادلات گسترده تجاري با آنها. مگر اين كار طبق نص صريح قرآن و احاديث متواتر، گناه كبيره و حرام نيست؟"
در صورتی که ما در قرآن به صراحت خلاف بیان این فرد را می خوانیم که : [سوره الممتحنة (60): آيات 7 تا 9] عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (7) لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (8) إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (9) ترجمه: 7- اميد است خدا ميان شما و دشمنانتان (از طريق اسلام) پيوند محبت برقرار كند، و خداوند قادر و آمرزنده و مهربان است. 8- خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمىكند، چرا كه خداوند عدالتپيشگان را دوست دارد. 9- تنها شما را از دوستى كسانى نهى مىكند كه در امر دين با شما پيكار كردند، و شما را از خانههايتان بيرون راندند، يا به بيرون راندن شما كمك كردند از اينكه با آنها دوستى كنيد، و هر كس آنها را دوست دارد ظالم و ستمگر است
14- آقای امیری با این که شاید به اندازه یک طلبه مقدماتی یا قبل مقدماتی حوزه مطالعه نداشته باشد،ولی در مطالب فراوانی بزرگ تر از دهانش سخن رانده است. بحث علم غیب دامنه ی وسیعی دارد که این کودک نوپا به آ نجا نیز ناخنک زده و در رد علم غیب برای امامان معصوم مخصوصا منجی عالم -حضرت صاحب الامر روحی و ارواح العالمین له الفداه-چنین استدلال می کند که: "برخی از این داستانها ادعای داشتن علم غیب برای مهدی می کنند که مخالف با آیات قرآن است که حتی پیامبر ص غیب نمی دانسته (اعراف/188 و انعام/50) و بنابراین مردود هستند." کاش قبل از افاضه یک نگاهی هم به قرآن می کردید و می دیدید جناب زمخشری سنی (البته احتمالا شما از زمخشری هم بیشتر می فهمید)در تفسیر سوره جن می فرماید: پیامبر رسولی است از بنی آدم که به غیب علم دارد.مقام نفی علم به غیب در سوره اعراف با اینجا تفاوتی عظیم دارد که باید سال ها زانو بزنی و شاگردی کنی تا شاید بتوانی با کنار گذاشتن حق گریزی ات کمی این آیه را درک کنی. سند جواب: "فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ أي لا يطلع أحدا على علم الغيب إلا من ارتضى، و هم الرسل فإنه يطلعهم على ما شاء من ذلك. و من في قوله: من رسول لبيان الجنس لا للتبعيض، و الرسل هنا يحتمل أن يراد بهم الرسل من الملائكة و على هذا حملها ابن عطية، أو الرسل من بني آدم، و على هذا حملها الزمخشري. و استدل بها على نفي كرامات الأولياء الذين يدعون المكاشفات، فإن اللّه خص الاطلاع على الغيب بالرسل دون غيرهم. و فيها أيضا دليل على إبطال الكهانة و التنجيم و سائر الوجوه التي يدعي أهلها الاطلاع على الغيب لأنهم ليسوا من الرسل (ابن جزی سنی-قرن هشتم-كتاب التسهيل لعلوم التنزيل، ج2، ص: 421)"
عبدالرضا بختیاروند- وقت قرآن الفجر29مهر 89 -ساعت 4بامداد-به امید ظهور منجی عدالت-امام مهدی موعود موجود علیه السلام.
[1] نکته قابل در اینجا آیه 164 سوره نساء است که خداوند می فرمایند:«من برخی از پیامبران را برای تو یاد کردم و برخی را یاد نکردم».یعنی قرار بر این نیست نام تمام پیامبران و داستان های آنها در قرآن بیاید.
[2] و شاید آقای امیری، فیلم جگرخواری وهابیت در سوریه را مونتاژ می دانند.
[3] اشاره به سخن پیامبر در شهادت حضرت حمزه که ایشان فرمودند:آیا عمویم حمزه گریه کننده ای ندارد. پس زنان مسلمان برای حضرت حمزه مراسم سوگواری برپا کردند.