تبليغاتX
جوان ایرانی

جوان ایرانی

در دید مادی زمانها و مکانها و آدمها با هم فرقی ندارند. زمان شمار لحظات و مکان یک حیث جغرافیایی است. آدمها نیز همه متولدینی از پدر و مادرها هستند. و فرق آنها در پول و ثروت و دارایی های مادی است. اما در دید الهی زمانها، مکانها و انسانها متفاوتند. زمانی به شب قدر نام می گیرد و ارزش آن معادل هزار ماه است. و مکانی مقدس می شود به مهر سجده شدن برای برترین انسانهای روی زمین و محلی برای استشفا و زیارت انسانها. در دیدگاه قرآن  انسانها دارای دو بعد هستند؛ یک بعد ملکی و یک بعد ملکوتی. همه انسانها ملکی اند چون از خاک خلق شده اند و همه ملکوتی اند چون خداوند از  روح خود در خاک دمید تا خلیفه اش را خلق کند. حال بعضی تنها به بعد ملکی اهمیت می دهند و خاکی می مانند اما برخی ملکوتی شده و الهی می شوند و کسی که الهی شد به ناچار صفات او را نیز پیدا می کند. فرمود: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی؛ بنده من از من خدا اطاعت کن تا مثل من شوی. چشمت چشم من و گوشت گوش من و سراپای وجودت عشق و محبت من می شود. و من محبت تو را در دل دیگران می اندازم. کار خدا شفا دادن مریضها است، کار خدا باز کردن گره ها است و کار خدا سیراب کردن تشنه ها است. در یک کلام خدا مایه برکت و رحمت است. کسی که خدایی شد او نیز همین کارها را می کند. شفا می دهد، گره باز می کند، حاجت می دهد، هدایت می کند و در یک کلام مایه برکت و رحمت می شود. حضرت عیسی علیه السلام فرمود: انی عبد الله . و او چون عبد خدا بود در همه جا قدمش میمون و مبارک بود. هر جا قدم می گذاشت؛ گویی خدا قدم گذاشته است. این سنت خدا برای همه موجودات است که هر کس وصل به او شد با بقیه فرق دارد. و این سنت او نه تنها در مورد حضرت عیسی علیه السلام بود بلکه هر کس روح خدا شود نقش او در عالم همان نقش مسیح علیه السلام می شود. و امام روح خدا بود در کالبد زمان. دمید و با خود یمن و برکت را برای جهانیان به ارمغان آورد. او نه تنها مسیح بود، او ابراهیم بود چرا که بت شکن بود. و او برآورده کننده آرزوی انبیاء و ائمه علیهم السللام و همه مستضعفین و آزادی خواهان جهان در ایجاد یک حکومت الهی بود. پس نباید تعجب کرد مرقد او دار الشفای آزادگان جهان باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 19:59  توسط نسیم  | 

مواد مخدر موادی هستند که عقل وخرد را از انسان گرفته وبا سوق دادن او به محیط کاذب برای او حالت خماری وبی خیالی به ارمغان می آورد.فرد در اوج بیماری جسمی یا روحی قرار گرفته،اما با مصرف این مواد خمار کننده یا شادی آور خود را به آرامش می رساند.
یک آرامش کاذب وفریبنده.
همه دیگران را فریب می دهند ولی معتاد خود را گول می زند.درد تنها با درمان پاک می شود نه با بی خیالی.
افراد ترسو وذلیل به جای حل مشکلاتشان سعی می کنند صورت مسأله را پاک کنند.خود را به توهم می برند تا کمبودهایشان را ندیده وخود را در اوج شادی ونشاط حس کنند.
اما با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود.

مصرف مواد مخدر یا توهم زا نه تنها مشکلات کسی را حل نکرده اند بلکه نقش بسزایی در تخریب جامعه جوان داشته است.
اما آنچه من می خواستم بنویسم هشدار درباره یک نوع مواد مخدر ناشناخته است که پایه بسیاری از اعتیادهای متداول ومرسوم است.
فیلم ها،کتاب ها،موسیقی ها ورسانه هایی که با هدف جذب در آمد و مشتری انسان را وارد یک زندگی مجازی وخیالی کرده و به جای فهم درست از زندگی وداشتن یک روند عقلانی اراده فرد را به دست افسانه ها می سپارند.
شاگرد مکانیکی با تعمیر ماشین یک دختر بالاشهری به یک زندگی مرفه می رسد.
دختری با کار در یک اداره،از صندلی منشی گری به ریاست اداره می رسد.
وهزاران داستان استثنایی که بیانگر قواعد کلی زندگی اند.
بیایید عاقلانه زندگی کرده وخود را فریب ندهیم.در زندگی دو دو تا چهار می شود نه پنج تا.یا به عبارتی گندم از گندم بروید جو ز جو.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:27  توسط نسیم  | 

Nä3s9ur ’Îû ÄÉ$|ÁÉ)ø9$# ×o4quŠym ’Í<'ré'¯»tƒ É=»t6ø9F{$# öNà6¯=yès9 tbqà)­Gs? ÇÊÐÒÈ
قرآن كريم-كتاب مقدس مسلمانان-سوره بقره-آيه 179 

179. In the law of equality there is (saving of) life to you, O ye men of understanding; that ye may restrain yourselves.

 

و براي شما در قصاص، حيات و زندگي) است؛) اي صاحبان خرد! شايد شما تقوا پيشواياني) كنيد. (179)

 

179. C'est dans le talion que vous aurez la préservation de la vie, ò vous doués d'intelligence, Ainsi atteindrez-vous la piété.

 

جامعه بشري به مانند يك بدن داراي فراز ونشيب سلامت وبيماري است.حفظ سلامتي وپيشگيري از بيماري بسيار سهل الوصول تر ازكنكاش در بدست آوردن بهبودي بعد از مرض است.اما به هر حال بايد مريض را درمان كرد.
راه درمان هر بيماري با توجه به ضعف وشدت مرض ومسري بودن يا مسري نبودن آن متفاوت است.گاه به اندك قرص ودوايي معالجه حاصل مي شود وگاه حصول آن محتاج گذشت زمان يا انجام عمل جراحي است.چه بسا يك بيماري به گونه اي باشد كه روز به روز مقدار بيشتري از بدن را آلوده كرده ودرمان منحصر به قطع عضو يا اعضايي از بدن مي شود.اما هيچ عاقلي طبيب را به خاطر تجويز قطع عضو محكوم نمي كند.هرچند دردناك است اما بايد پذيرفت كه حفظ سلامت كلي بدن مهم تر از حفظ يك عضو است.ماندن اين عضو سلامت ديگر اعضا را نيز مورد تهديد قرار مي دهد.پس به ناچار بايد آن را قطع كرد.ديگر فصل فلسفه بافي براي حفظ آن و تهديد سلامت ديگران نيست جز اينكه اين چاره جويي براي پيشگيري از مبتلا شدن اعضا ديگر باشد.
خداوند تعالي در اين آيه شريفه از قصاص به عنوان حيات وزندگي ياد مي كند.هرچند قصاص يك فرد تبعاتي ناگوار براي اين فرد واطرافيانش دارد.اما در نگاه كلي وي بايد برود تا هم خودش وهم خانواده اش وهم جامعه بيمه شوند.بايد پذيرفت كه فردي كه قصاص مي شود يك جنايت كار است.فردي است كه به حريم شخصي ديگر تجاوز كرده است وحفظ او منجر به تجاوز به اشخاص بيشتر وآلوده شدن شدن ديگران به اين جنايت است.او مي رود و ناموس خودش وجامعه را از تهديد جانيان حفظ مي كند.
ولي براستي اين معنا را درك نمي كنند جز صاحبان عقل وانديشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 6:45  توسط نسیم  | 

2خرداد

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد

 

پناه به خدا مي برم از هم آوايي با گنهكاران

پناه به خدا مي برم از عشوه زنان ودختران مكاره

پناه به خدا مي برم از نداي شيطان و تار وتنبك

پناه به خدا مي برم از سياست و ناجوانمردي

پناه به خدا مي برم از ذلت مومنان و عزت منافقان

پناه به خدا مي برم از مستي شبانه و قهقهه مستانه

پناه به خدا مي برم از مظلوميت علي وحيله هاي پسر نابغه

پناه به خدا مي برم از عثمان ومروانيان

پناه به خدا مي برم از خوكان شيك پوش

پناه به خدا مي برم از شر اشعري

 

 

3خرداد

 وما رميت اذ رميت ولكن الله رمي.

ترجمه آيه: خرمشهر را خدا آزاد كرد.

 

سلام بر خرمشهر

سلام بر نخلهاي سر افتاده

سلام بر گنبد ويران

وسلام بر نداي يا زهرا

سلام بر حميت وغيرت

سلام بر سجده هاي شبانه

سلام بر عابدان شب وشيران روز

سلام بر زاهدان ودرد مندان

سلام بر پابرهنگان خاك و اغنياء ملكوت

سلام بر اشك هاي توسل وكميل

سلام بر تابلو نوشته ها

 

لب هاي شلمچه وطلاييه را خواهم بوسيد كه شميم بوسه بر پوتين ياران مسيح دارد.

نسيم اروند را به باد صبا نفروشم كه وي مطرب رقص چفيه هاي حواريون بود.

و 3 هميشه بزرگتر از 2 است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:10  توسط نسیم  | 

فرازي از سخنان سردار شهيد حميد باكري به رزمندگان:

دعا كنيد كه خداوند شهادت را نصيب شما كند در غير اين صورت زماني كه جنگ تمام شود رزمندگان امروز سه دسته مي شوند:

دسته اي به مخالفت با گذشته برمي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند.

دسته اي راه بي تفاوتي مي گزينند ودر زندگي مادي غرق مي شوند وهمه چيز را فراموش مي كنند.

دسته سوم به گذشته وفادار مي مانند و احساس مسووليت مي كنند كه از شدت مصائب وغصه ها دق خواهند كرد.

پس از خدا بخواهيد كه با وصال شهادت از عواقب بعد از جنگ در امان بمانيد.چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد وجز دسته سوم ماندن بسيار دشوار خواهد بود.

 

تعجبي از اين سخنان نيست كه المومن ينظر بنور الله.چشم او چشم خدا وگوش او گوش خداست.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:28  توسط نسیم  | 

گفتم:چرا در تجمع شركت نكردي؟

گفت:من تو اين قضايا تحقيق وتفحص را واجب نمي دونم.چه ميدونم چه خبر بود.

گفتم:مگه دفاع از مسلمان واجب نيست؟

گفت:سرت را بنداز پايين،حواست به كار خودت باشه.اگه نه چيزي نمي شي.

....

با خودم گفتم اگر اين بنده خدا پاي منبر علي عليه السلام نشسته بود واز حضرت مي شنيد كه سزاوار است مرد مسلمان به خاطر ربودن خلخال از پاي زن يهودي بميرد،نيشخندي به حضرت ميزد كه نعوذ بالله حضرت چقدر بيكار است.

اندر معناي تقوا همين بس كه سر در كتاب وسجاده نهي و با اجراي اصل مسلم برائت تنها بر جنازه كودكان شلمچه واهواز وكربلا وبوسني وفلسطين نداي گريه سر دهي.

خوشا به حال امام كه فرزنداني چون همت وباكري داشت.

نمي دانم آيا آنها نيز پاي درس اصول نشسته بودند.

خسته وكوفته به مقر برگشت.پتويي برداشت وگفت من امشب بيرون مي خوابم.آن شب  را حاج همت در محوطه باز اردوگاه به سر برد.چرا كه نيروهايش براي رزم شبانه رفته بودند وجز پتو وتجهيزات جنگي چيزي به همراه نداشتند.

كاش او نيز مي دانست نيروهايش خدايي دارند ولازم نيست به فكر آنها باشد.

امام و فرزندانش را خواهم پرستيد كه كعبه تنها نشانه ايست كه ره گم نشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:24  توسط نسیم  | 

ما اَضمَرَ اَحَدٌ شيئاً اِلّا ظَهَرَ في فَلَتاتِ لِسانِهِ اَو صَفَحاتِ وَجهِهِ

 

هيچ فردي چيزي را مخفي نکرد مگر آنکه آن چيز در تکه کلام ها وسخنان او ويا درتغييرات صورت وي هويدا شد.(امام علي عليه السلام)

 

اعمال ورفتار وحالات انسان وهم چنين علايق وسليقه هاي او، بيان کننده کش و قوس هاي دروني اوست.سرخ شدن صورت ويا زرد شدن آن هر کدام نشان از آزرم يا ترس فرد دارد.تند راه رفتن افراد اغلب حکايت از عجله آنها دارد.وقتي کسي کلامش را با شما طولاني مي کند يا نياز مالي به شما داردويا عشق خاصي به شما پيدا کرده است.

 

تا مرد سخن نگفته باشد                عيب وهنرش نهفته باشد

 

بعضي انسان ها اهل دعا ومناجات هستند وبعضي ديگر تنها به فکر عياشي وگناه.ريشه گرايش هر دو گروه به اين اعمال يکي ازگزينه هاي زير مي باشد:

 

کمبود هاي روحي: انسان از جهاتي موجودي بسيار ضعيف مي باشد.در حالي آفريده شد که چيزي نمي دانست وگذران عمر ورفتن به مدرسه ومراکز آموزشي براي وي توشه علم به ارمغان آورد.با جسمي به وزن 3يا 4 کيلو گرم پا به عالم خاک مي گذارد ودر سايه پرورش الهي وآنچه خداوند براي او مهيا کرده است ،قدرت بدني پيدا مي کند. فقير وبي پول متولد مي شودو در سير گردونه اقتصاد جامعه غني مي شود.

 

و او در اين همهمه زندگي در اثر نيازي که به آرامش دارد،براي ارضاي اين نياز به عوامل مختلف متوسل مي شود.

نياز به همدم ومونس: خداوند انسانها را به گونه آفريده است که به تنهايي خو ندارند.انسان بدون همدم جسد بي جاني است که معشوق به او نفخه جان بخش مي دمد.

مرده بدم زنده شدم ،گريه بدم خنده شدم          دولت عشق آمد ومن دولت پاينده شدم

 

حال مصداق اين همدم از خداوند متعال شروع مي شودتا يک موجود الهي،يا يک بشر عادي مانند همسر،ويا کتاب ،رايانه وموسيقي وهزار معشوق ديگر.

 

علت گرايش هر دو گروه مشترک است،اما چرا گزينه انتخابي يکي ازآنها کاروان خوبي ها وانتخاب گروه ديگر از کاروان بديهاست؟

منشأ گرايش فرد به انتخاب دعا ومناجات وجود نقاط روشن در روح اوست که وي را به سمت روشني ها ونور سوق مي دهد.وي نياز به معشوق دارد وچه معشوقي برتر از خداوند مهرباني که سراسر وجودش عشق به بنده است."الحمدلله الذي تحبب الي وهو غني عني"

 

سپاس خدايي را که به بنده اش ابراز عشق وعلاقه مي کند در حالي که نيازي به اوندارد(دعاي ابوحمزه ثمالي)

 

چه بسيار افرادي که در اين صبح جمعه نداي "هل اليک يا ابن احمد سبيل فتلقي "سر مي دهند وچه سيه روياني به مانند من،که يا دربيداري غافلانه اند يا از مستي گناه شبانه بر بسترآرميده اند.

 

واما منشأ ميل سوي گناه وزشتي نقاط سياهي است که از لقمه حرام ويا گناهان قبل بر دل تيرگي نشانده اند و ناخودآگاه ما را به طرف زشتي سوق مي دهند.

لينک هاي زيادي بر صفحات وب به ما چشمک زده وهزار ناز وکرشمه به خرج مي دهند.اما ما به کدامين طنّاز نفس خود را فروخته وبه کدامين ميزان ارزش خود را مي سنجيم.

 

عکس هاي دختران زيباي ايراني                          

عکس خانوادگي بازيگران سينما

عکس هاي خفن از ژولي پولي

دانلود عکس هاي کنار دريا

سايت هاي خفن ايراني

 

ويا در ياهو چه چيزي را جستجو مي کنيم.در مطالب منتخب پارسي بلاگ کدامين لينک را مي پسنديم.

با هر تلنگر وتحريک نفس مي توانيم خود را بيشتر بشناسيم.آيا ميل به ديدن عکس فلان هنر پيشه آمريکايي که خاک نيز از پذيرش جسد وي شرم دارد داريم ويا ميل به تماشاي قالب ها ونوشته هاي زيباي جوانان پاک ايران زمين در فراق مولاي غائبشان.

 

با هر کليک ، يک قدم به شناخت خود درونمان بيشتر نزديک مي شويم.

برگرفته از وبلاگ جوان ایرانی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:58  توسط نسیم  | 

هدف از نوشتن اين پست دامن زدن به جو ملتهب كشور كه روز به روز نيز در حال افزايش است نيست.اما بايد نوشت تا مبادا بدتر از اين دچارمان شود.

ترك امر به معروف ونهي منكر پيامدي جز گرفتار شدن به مشكلات سخت تر وبسته شدن درب دعا ثمري ديگر ندارد.

عصر روزي كه تجمع طلاب مهديه به پايان رسيده بود،مكالمه اي تلفني با يكي از رفقاي دادگاه وي‍ژه داشتم.ايشان بدون هيچ مقدمه اي شروع به متهم كردن آقايان نمود.اينها دوم خردادي اند،مشاركتي اند،ضد انقلاب وضد ولايتند.اين حركت كنترل شده وبا سازماندهي فلاني است و...

بعد اين جريان در حوادث اخير دانشگاه نيز برخي رسانه ها ومقامات قضايي انواع اتهام را به تجمع كنندگان وارد كردند.

خطاب من به قوه قضا ونيروهاي اطلاعاتي اين است كه فاين تذهبون.

زمان شاه نيز بعد از هر قيامي مردمي رژيم منحوس پهلوي مردم مسلمان كه عليه ظلم وخود كامگي تظاهرات كرده بودند،عده اي مزدور خارجي معرفي مي كرد.

من يك مزدورم،همسايه سمت راست وچپ من مزدور است.حسن مزدور است وعلي نيز مزدور است.آيا اين فرمول به مزدور بودن تمام اهل مملكت ختم نمي شود؟

براستي فاين تذهبون؟

چرا اقشار فرهنگي جامعه اعم از طلاب ودانشجويان را نسبت به احكام صادره قضايي يا متهمان قضايي بي اعتماد مي كنيد؟

چرا محكوم دادگاه ويژه بايد كسي باشد كه فضلاي حوزه اورا به عدالت قبول دارند ونماز به امامت او مي گذارند؟

بدانيد كه اين حربه نيز پوسيد و نسيم خاكسترش را به دريا هديه داد.

اتهام زدن وبه غل وزنجير كشيدن راحت از ريشه يابي جرم وحل مشكلات است.اما بياييد راه مشكل را انتخاب كنيم كه افضل العبادات احمزها.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:56  توسط نسیم  | 

روز معلم بر تو مبارك

روز معلم بر من مبارك

وروز معلم بر همه مبارك

روز معلم بر خداوند مبارك

روز معلم بر انبياء واولياء مبارك

وروز معلم بر سنگ ودر وديوار وهر آنچه در آسمان وزمين است مبارك

مبارك باد بر نسيم كه نوازش محبت را به من آموخت

ومبارك باد بر بيد كه تواضع را به من آموخت

روز معلم مبارك باد بر كوه كه مرا به استقامت وصبر پند داد

و اي رود

چه زيبا به آموختي كه بايد از زشت وزيبا گذشت وبه دريا رسيد

صرصر تخته سياه و قرقر نيمكت ها در سراسر گيتي به گوش مي رسد

طوبي لمن اذن لهذا المنادي

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:12  توسط نسیم  | 

سلام بر او که ما را بي گناه و زشتی مي خواهد ولي گناهکار را نيز پذيراست.

سلام بر او که خورشيد به عشق او شعله ور گشت و ماه از فراق او تن به هلال داد.

سلام بر او که گل به يادش شبنم گريست.

وسلام بر او که نامش ياد آور سالي است که بهارش حکومت مستضعفان وزمستانش به سردي گراييدن حکومت ستمگران است.

مرا با او عهدي است به هر صبحگاه که ديدار رويش طلب کنم ودانه مرواريدي نثار حضرتش.که اين نيز خود به يمن وجود اوست که چون نازي کند ليلي فرو ريزند قالبها.

بارالها به هرجا که سکني گزيد،برايش فرش حرير بگستران که مبادا تنش آزرده شود.

وبه هر جا قدم گذارد نسيم را بگو تا خارها برچيند که مبادا خار به پايش رود.

وبار الها اگر گناه من ريشي به دل غمديده اوست،به پيک مرگ بگو تا اين خوار برچيند که مرا طاقت رنجش اونيست.

الهي العفو،العفو،العفو...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 10:30  توسط نسیم  |